الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
206
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
كلّ حسنة و منتهى كلّ رغبة » . و آن قوم آمدند بر گرد سراپردههاى حسين عليه السّلام بگشتند . ( 1 ) و ازدى گفت : عبد الله بن عاصم براى من حكايت كرد از عبد الله بن ضحّاك مشرقى كه گفت : چون سوى ما روى نهادند و آن آتش را نگريستند كه در هيمه و نىها زبانه مىزد و در پشت خيام افروخته بوديم از آنجا بر ما نتازند ناگهان مردى از ايشان دوان و تازان بيامد و بر اسبى تمام ساخته سوار بود هيچ نگفت تا بر سراپردههاى ما بگذشت هيمه ديد و آتش فروزان در وى بازگشت و به بانگ بلند فرياد زد : « يا حسين استعجلت النّار في الدّنيا قبل يوم القيمة » « شتاب كردى سوى آتش در دنيا پيش از روز قيامت ؟ » حسين عليه السّلام فرمود : كيست گويا شمر بن ذى الجوشن است ؟ گفتند : آرى اصلحك اللّه اوست . فرمود : « يا بن راعية المغرى انت اولى بها صليّا » : « اى پسر زن بزچران تو به سوختن در آتش اولى ترى » و مسلم بن عوسجه خواست بر وى تيرى افكند حسين عليه السّلام وى را بازداشت مسلم گفت : بگذار بر او تير افكنم كه او مردى نابكار و از ستمگران بزرگ است و خداى ما را بر وى قدرت داده است . حسين عليه السّلام فرمود : ناخوش دارم آغاز كارزار از من باشد . ( 2 ) ( طبرى ) حسين عليه السّلام را اسبى بود نام آن لاحق و پسرش على بن الحسين را بر آن سوارى فرموده بود و چون مردم به وى نزديك گرديدند راحلهء خود بخواست و بر آن نشست ( شتر اختيار فرمود تا بلندتر باشد و مردم او را نيك بنگرند و خطبهء او بهتر بشنوند مانند خطيب كه بر منبر بر آيد ) و به بانگ بلند فرياد زد چنان كه معظم مردم بشنيدند فرمود : « ايّها النّاس اسمعوا قولى و لا تعجلونى حتّى اعظكم بما يحقّ لكم علىّ و حتّى اعذر اليكم من مقدمى عليكم فان قبلتم عذرى و صدقتم قولى و اعطيتمونى النّصف ( بكسر نون و سكون صاد ) كنتم بذلك اسعد و لم يكن لكم علىّ سبيل و ان لم تقبلوا منّى العذر و لم تعطوا النّصف ( كامل و طبرى ) فاجمعوا امركم و شركاءكم ثمّ لا يكن امركم عليكم غمّة ثمّ اقضوا الىّ و لا تنظرون انّ وليى اللّه الّذى نزّل الكتاب و هو يتولّى الصّالحين » . يعنى : « اى مردم گفتار مرا بشنويد و شتاب منماييد تا آنچه حقّ شماست بر من از موعظه ادا كنم و عذر خود را در آمدن نزد شما بازنمايم اگر عذر مرا بپذيريد و قول مرا باور داريد و داد دهيد نيك بخت باشيد و براى شما راهى نماند به قتال من و اگر نپذيريد و داد ندهيد پس شما و شريكانتان در كار خود استوار گرديد و كار بر شما مشتبه و پوشيده نماند آنگاه به من پردازيد و مرا مهلت ندهيد ولىّ من خداست خدا يار من است كه قرآن را بفرستاد و او ولىّ نيكوكاران